تبلیغات

 



استان گلستان
استان گلستان شامل قسمتي از جلگه هاي جنوب شرقي درياي خزر و كوههاي البرز شرقي مي باشد. اين استان ازطرف شرق به استان خراسان، از طرف شمال به تركمنستان و درياي خزر، از غرب به استان مازندران و جنوب به استان سمنان محدود گرديده و مساحت آن 7/20460 كيلومتر مربع است.
اين استان داراي 6 شهرستان، 14 بخش و 42 دهستان مي باشد كه شهرستانهاي آن از شرق به غرب شامل مينودشت، گنبد، علي آباد، گرگان، بندرتركمن و كردكوي مي باشد. رشته هاي متعدد رشته کوه البرز در جنوب اين استان ارتفاعات آن را تشكيل داده كه در بين آنها كوههايي مثل شاهكوه با ارتفاع 3767 متر و ابركوه با ارتفاع 2875 متر به چشم مي خورد.
موقع خاص جغرافيايي استان عامل ايجاد شرايط آب و هواي مرطوب براي آن گرديده وبدين لحاظ بارندگي در اين استان قابل توجه مي باشد. براساس گزارشهاي آب و هواشناسي ميزان بارندگي در ايستگاه هاشم آبادي گرگان 4/473 و در ايستگاه گنبد 4/342 ميلي متر در سال مي باشد.
استان گلستان به سبب برخورداري از شرايط مناسب اقليمي واجد رودهاي فراواني است. ميزان آبدهي اين رودها در طول سال يكسان نبوده و دوره كم شدن آبي رودخانه ها از اواخر فروردين شروع و تا مرداد ماه ادامه مي يابد. عمده ترين رودخانه هاي اين استان عبارتند از:
- روخانه قره سو كه ازارتفاعات كوه قله ماران سرچشمه ميگيرد و پس از گذشتن از چند دهستان بين بندر تركمن و بندر گز به خليج گرگان مي ريزد. (رودخانه هاي بالاجاده- مايان- چقر- شرداربن – زيلان – خاصه رود- نوچمن- شوريان- جردلي – زرين گل و كفشگيري به رودخانه قره سو مي ريزد)
- رودخانه حاجي لر از اتصال دو رودخانه چهل چاي و نرم آب كه از كوههاي قله قانه و ماركوه سرچشمه ميگيرند تشكيل مي يابد و پس از مشروب نمودن بخشهاي از جلگه مينودشت به رودخانه گرگان ملحق مي شود.
قسمت اعظم ناحيه جلگه اي را مراتع و زمينهاي كشاورزي تشكيل داده اند و در ناحيه كوهستاني غلبه با زمينهاي جنگلي است.
جمعيت استان گلستان براساس سرشماري عمومي و نفوس مسكن سال 1375 بالغ بر 1426288 نفر مي باشد كه از اين تعداد 710287 نفر مرد و 716031 نفر زن بوده اند از كل جمعيت اين استان 588985 نفر در شهرها و 830171 نفر در روستاها و 7132 نفر غير ساكن هستند.

جدول شماره 2 ميزان جمعيت شهرستانها استان به تفكيك مرد و زن 1375

غير ساكن ساكن در نقاط روستايي ساكن در نقاط شهري جمعيت كل نام شهرستان
زن
مرد
زن
مرد
زن
مرد
زن
مرد
0
0
29529
2806
26515
26442
56044
55348
ترکمن
0
38364
37526
20671
20726
59035
58252
علی آباد
0
0
31734
30446
25337
25221
57071
55685
کردکوی
0
0
106743
104117
104505
106405
211248
210522
گرگان
583
639
119374
119182
86050
85694
206007
205515
گنبد
2855
3055
93027
91205
30714
30705
126596
124965
مینودشت
3438
3694
418771
411400
293792
295193
716001
710287
جمع


تاريخ
وجه تسمه وسابقه تاريخي آشوراده
آشوراده يا جزاير آشور نام بخشي از خشكي شبه جزيره ميانكاله است كه در قسمت شرقي آن واقع شده است. از سابقه اوليه سكونت و وجه تسمه آن اطلاع درستي در دست نمي باشد. در لغتنامه هاي فارسي پيرامون آشوريان، شاور و آشوراده توضيحاتي به شرح ذيل آمده است:
آشوريان: نام قومي از نژاد سامي ساكن بابل است كه سپس به سواحل وسطاي دجله و جبال مجاور آن هجرت كردند و آنجا دولتي كوچك به نام آشور بنياد نهادند. آشور نام رب النوع معبد آنان بوده و پايتخت اين ملك نيز در ابتدا شهري به همين نام بود ولي در دوره هاي بعدي شهر كالا و پس از آن نينوا عاصمه ملك كردند استقلال اين قوم ميان قرن 18 و 15 پيش از ميلاد بوده است رفته رفته اين دولت بزرگ شده واز طرفي تا مصر و از يك سو تاكوير ايران و ارمنستان انبساط يافت وماد و پارسي دست نشانده او شدند و ايلام ازميان برفت.
عده زيادي از نويسندگان ، آشوراده را همان جزيره مشهور تاريخي آبسكون مي پندارند. محمد حسن خان اعتماد السلطنه صاحب مرآه البلدان كه در ركاب ناصرالدين شاه قاجار به اين ناحيه سفر كرده است در اين باره چنين نوشته است: آبسكون شهر كوچكي است در كنار درياي طبرستان (بحر خزر)، آن قسمت از دريا كه مجاور اين شهر است، نيز معروف به آبسكون است مسافت آن باگرگان سه روز راه است. مولد، ابوالعلي احمد بن محمدبن صالح التيني است كه در شهر صور در كنار درياي شام منزل گرفته است.
آبسكون شهريست بركران دريا، آبادان و جاي بازرگانان همه جهان است كه بدرياي خزران بازرگاني كنند واز وي كميخته پشمين و ماهي گوناگون خيزد.
در پذيرش آشوراده به عنوان جزيره مشهور آبسكون به سبب عزيمت و استقرار سلطان محمد خوارزمشاه جاي تأمل فراوان دارد. بر پايه برخي اسناد ونوشته هاي كتبي و همچنين اطلاع از نوسانات آب درياي خزراين احتمال از قوت افزونتري برخوردار مي گردد كه آبسكون جزيره ديگري بجز ميانكاله يا قسمت انتهايي آن آشوراده بوده كه به سبب نوسانات آب درياي ظهور و سپس ناپديد گرديده است. در تاريخ آمده است كه سلطان محمد خوارزمشاه در سال 617 هجري قمري (بعد از حمله مغول) به جزيره آبسكون پناه برد ودر آنجا درگذشت.
همچنين در سند ديگري آمده است كه قبل از حمل مغول به ايران، رود جيحون به درياي خزر مي ريخته است و سپاهان مغول آن را به پشت درياچه آرال سير داده و موجبات كاهش سريع سطح درياي خزر از 2/26- متر به 5/3- متر را فراهم مي آورند. بديهي است با پايين آمدن سطح آب به ميزان بيش از 4 متر قسمتهاي از كف دريا به صورت جزيره سربرافراشته كه يكي از آنها آبسكون بوده است.
گواه ديگر مختصات جغرافيايي ارائه شده از سوي خواجه نصيرالدين طوسي و الغ بيگ است كه آبسكون را در 37 درجه و 15 دقيقه شمالي معرفي نمود كه با حدود گميشان كنوني تطبيق دارد. لذا با توجه به اينكه آشوراده در مدارَ 54/ْ36 واقع گشته، آبسكون 21 دقيقه شمالي تر بوده و نمي تواند آشوراده همان آبسكون باشد.
گواه ديگر آنكه در كتاب بساطين الفضل و در فرهنگ جهانگيري و در برهان قاطع كه به ترتيب در سالهاي 704-1017 و 1062 هجري قمري تأليف شده اند، در شرح جزيره آبسكون گفته اند كه اين جزيره را آب فراگرفته است. شواهد فوق تماماً مربوط به سالهاي پس از فرا سلطان محمد خوارزمشاه به آبسكون (617 هجري قمري ) است. و لذا مي توان چنين اذعان داشت كه آبسكون را در ميانه سالهاي 617 هجري قمري (وفات سلطان محمد خوارزمشاه در آبسكون) و 704 هجري قمري (سال تأليف كتاب بساطين الفضل) آب فراگرفته و پس از آن به سبب پايين رفتن سطح آب خزر به ميزان ذكر شده در اين سالها (5/30- متر) آبسكون مي توانسته از آب خارج به صورت يك جزيره ظاهر گردد. لذا آشوراده امروزي را نمي توان آبسكون دانست.
آشوراده در اغلب منابع تاريخي به عنوان مجمع الجزاير آشوراده كه متشكل از سه جزيره بوده است، آمده كه با بالا آمدن سطح آب هر دو جزيره كوچك انتهاي آن در آب فرو رفته و در حال حاضر تنها يك جزيره باقي مانده است.
به لحاظ سابقه تاريخي هر چند اين جزيره در طي دوران مختلف مورد توجه قرار گرفته است، ليكن آثار وابنيه تاريخي قديمي موجود در آن عمدتاً مربوط به قرن 19 ميلادي است.
فقدان آثار و ابنيه تاريخي كهن در اين جزيره و يا بي اطلاعاي از آن امكان بررسي تاريخي آن را ميسر نساخته است. از سوي ديگر به سبب نوسانات آب درياي خزر وايجاد ارتباط يا قطع ارتباط اين جزيره يا شبه جزيره ميانكاله تاريخ آن را تا حدود زيادي با ويژگيهاي تاريخي اين شبه جزيره پيوند زده است. شبه جزيره ميانكاله كه آشوراده را مي توان بخشي از آن به حساب آورد، يكي از بزرگترين شبه جزاير سواحل جنوبي درياي خزر است.
ميانكاله از دو كلمه «ميان» و «كاله» تشكيل شده است. «كال» به معني «جا، مكان وجايگاه» بوده و چه ميان كال، ميانه جا را گويند. زمين شكافته آب كند را نيز گفته اند. كاله زميني را گويند كه به جهت زراعت كردن آراسته و مهيا ساخته باشند.
در اسناد ديگر نيز آمده كه، نام اين شبه جزيره را احتمالا از ميان قلعه گرفته شده است. زيرا در زمان صفويه قلاع متعددي در داخل جزيره ساخته شده بود. روسها در زمان تصرف و تسلط براين ناحيه و همزماني آن با تسلط مرشال پوتكمين بر دولت عثماني در سال 1773 ميلادي، نام شبه جزيره را «پاتيومكين (پوتمكين) » ونام جزيره اشوراده را «جزيره جنگي» نهادند. نام ميان قلعه نيز به وسيله روسها به ميانكاله تبديل گرديد.
اين شبه جزيره در زمان صفويه به عنوان شكارگاه مورد توجه قرار گرفته و به اين سبب قلاع متعددي در اين جزيره ايجاد مي گردد. در دوران قاجاريه در زمان حكومت آقا محمد خان (سال 1781 ميلادي) روسها به فرماندهي كنت وينوويچ با يك دسته كشتي جنگي اقدام به اشغال شبه جزيره ميانكاله نموده وقصد داشت در اشرف ( بهشهر) پايگاهي را تأسيس نمايند كه با مخالفت آقامحمدخان مواجه شده و از اشرف منصرف ولي در نزديكي گلوگاه برجي ساخته كه در نهايت توسط شاه از ميانكاله وآشوراده اخراج گرديد.
در زمان محمدشاه قاجار روسها مجدداً اجازه يافتند در استرآباد و بندرتركمن و جزاير آشوراده تأسيسات تجاري و سكونتي حتي قلاع نظامي برپا نمايند. آنچه مسلم است تا اين زمان عمده جمعيت ساكن در جزيره روس بوده وايرانيان كمتر در آن اقامت گزيده اند. در معاهده گلستان در سال 1813 ميلادي و تكرار آن در معاهده تركمن چاي (1828 ميلادي) داشتن ناو جنگي در اين دريا از ايران سلب و انحصار آن به روسيه واگذار گرديد. روسها از اين حق استفاده نمودند و در ده سال پس از امضاي تركمنچاي (در طي سالهاي 1838-1841) جزيره آشوراده را اشغال نمودند. در اين هنگام دولت ايران از روسها تقاضاي سركوبي تركمنها را نمود كه روسها موافقت و به همين جهت پايگاني در اين جزيره ساختند.
در زمان ناصرالدين شاه قاجار نيزجزيره مورد توجه قرار گرفت و براي جلوگيري از حمل تركمنها قداعي ساخته شد كه اين قداع بوسيله تركمنها تخريب گرديد. روسها برغم چندين مرتبه تقاضااز جانب ايران براي تخليه آشوراده در زمان ناصر الدين شاه ووزير با كفايت ايران امير كبير، جزيره را تخليه نكردند. سرانجام با فروپاشي تزار و شروع حكومت شوراها، آشوراده تخليه گرديد.
در عصر حاضر در زمان رضاخان قلعه اي در آشوراده ساخته شد كه تا چند دهه قبل به عنوان پاسگاه مرزي مورد استفاده قرار گرفت.
در حال حاضر نيز اين جزيره دو بناي تاريخي در خود دارد. قلعه روسها كه در زمان رضاخان بناي آن تجديد گرديده و به پاسگاه تبديل شده و خانه وزير محتار روس، قلعه تخريب گرديده و خانه نيز در حال تخريب است.
تاريخچه سكونت خاص ايرانيان در اين جزيره در بعد از آزاد سازي و خروج روسها به سالهاي نخستين دهه 1330 بر مي گردد. در اين زمان پايان يافتن قرارداد شركت شيلات ايران و روس و ايجاد تأسيسات بندري از سوي شيلات شمال ايران واستقرار آن در جزيره آشوراده منجر به جذب جمعيت شده و بنيانهاي سكونت در آن تجديد مي گردد.

جغرافيا
شرايط حاكم بر مرفولوژي ناحيه مورد مطالعه تنها متاثر از يك عامل بيروني (مكانيزمهاي فرسايشي) مي باشد. به لحاظ فرمولوژيكي آشوراده و ميانكاله به عنوان يك فليش ساحلي ساخته مي شوند. فليشها در حقيقت امتداد زبانه خشكي در آب است. از فليش ميانكاله مي توان به عنوان يك نمونه شاخص در جغرافياي ايران نام برد. به لحاظ ليتولوژي اين شبه جزيره از رسوبات آبرفتي حاصل از عملكرد فرسايش رودخانه كهر باران يانكارود و حمل وانباشته شدن رسوبات در اين ناحيه تشكيل شده است. جنس اين رسوبات بواسطه جنس سنگها در نواحي كه توسط آب حمل شده اند متفاوت است. اين رسوبات فاقد رس بوده كه علت اصلي آن شستشو توسط جريان آب دريا و عمل باد درحمل و برداشت خاك رس است. فقدان خاك رس در رسوبات ميانكاله و بطور محسوس جزيره آشوراده تاثير گذاري عمل فرسايش آب دريا و باد را چشمگير ساخته و تپه هاي ماسه اي ناشي از حمل آن توسط باد يا موج دريا را شكل داده است. اين تپه ها اصلي ترين ناهمواريهاي جزيره مي باشند كه سبب جنس ومكانيزم ايجادفاقد ارتفاع چشمگير بوده و عمدتاً به صورت تپه هاي كوتاه و كشيده ( كشيدگي از غرب به شرق به جهت جريان باد و اندازه قطر ماسه) با چاله هاي ميانشان جلوه گر شده اند. بررسي اسناد وشواهد تاريخي پيرامون مرفولوژي اين جزيره مؤيد اين نكته است كه در قديم بخش انتهايي ميانكاله را سه جزيره تشكيل مي داده است. از اين سه جزيره، دو جزيره شرقي كوچك وتنها جزيره غربي بزرگتربوده است. دوجزيره كوچك شرقي به سبب تحولات سطح آب و احتمالا عمل باد مدفون گرديده و در حال حاضر آشوراده تنها يك جزيره است كه با ايجاد كانال ( كانال خزيني) در بخش غربي آن از شبه جزيره ميانكاله جدا افتاده است.
اين جزيره به سبب نوسانات آب دريا كه منجر به تحديد حريم آن مي شود، واجد مساحت متفاوتي بوده كه تحديد آن در زمانهاي مختلف صورت بدرستي نگرفته و اطلاع دقيقي در دست نيست. درعين حال مساحت آن با استفاده از نقشه هاي 1:50000 مربوط به سالهاي دهه 30 تا 40 حدود 14 كيلومتر مربع است.
الف- درجه حرارت
منطبق بر داده هاي آماري ايستگاه كليماتولوژي بندر تركمن ( به عنوان نزديك ترين ايستگاه به ناحيه) متوسط درجه حرارت سالانه 3/17 درجه سانتي گراد مي باشد كه مؤيد حاكميت هواي معتدل بر آن است. ساير خصوصيات حرارتي ناحيه بشرح ذيل است:
- حداكثر درجه حرارت مطلق مشاهده شده برابر با 1/32 درجه سانتي گراد در مرداد ماه
- حداقل درجه حرارت مطلق مشاهده شده برابر با 5/2 درجه سانتي گراد در دي ماه
- متوسط ماهانه درجه حرارت برابر 3/17 درجه سانتي گراد
- گرمترين ماه سال مرداد با متوسط 29 درجه سانتي گراد
- سردترين ماه سال دي ماه با 6 درجه سانتي گراد
ب- بارندگي:
به سبب حاكميت شرايط خاص اقليمي بر ناحيه شرقي خزر، بارندگي از جنوب به شمال در حال كاهش است ولذا آشوراده به عنوان يكي از نقاط شرقي ناحيه واجد حداقل بارش سالانه است. براساس داده هاي ايستگاه بندر تركمن، متوسط سالانه بارندگي در اين ناحيه 398 ميليمتر مي باشد كه از اين ميزان 8/21 درصد در فصل زمستان، 6/21 درصد در فصل بهار، 2/6 درصد در تابستان، 4/50 درصد در فصل پاييز نزول مي کند. توزيع بارندگي ماهانه تمركز ماههاي پرباران در پاييز و ماههاي خشك در تابستان را نشان مي دهد.
ج) باد:
باد از ديگر داده هاي اقليمي است كه در شرايط محيطي جزيره تأثير بسزائي دارد. وقوع بادهاي شديد و جهت خاص آن از طريق حمل و جابجايي ماسه و يا فراهم ساختن زمينه حمله امواج به سواحل تأثير فراواني بر مرفولوژي سواحل و ابنيه داخل جزيره مي گذارد. متأسفانه ايستگاه مجاور ( بندر تركمن) پديده جوي باد را برداشت نموده و لذا تجزيه و تحليل آن از طريق داده هاي اين ايستگاه ميسر نيست. بررسيهاي پيمايشي در سطح ناحيه مؤيد وجود جريان باد غالب از غرب به شرق كه فصول سرد زمستان جاي خود را به باد شمالي شرقي به جنوب غربي با منشاء سيبري مي دهد، ميباشد. مزيد بر آن حاكميت نوعي نسيم به سبب وجود خشكي در حواشي خليج گرگان و آب در اطراف جزيره در سطح آن ايجاد مي گردد كه در تعيل هوا و كاهش ميزان رطوبت در تابستان تأثير دارد.

د) تقسيم بندي اقليمي ناحيه
جزيره در سواحل درياي خزر وبرخوردار از اقليم نيمه خشك كه مؤيد حاكميت شرايط خاص اقليمي در اين جزيره است
خاك و منابع ارضي
جزيره آشوراده به لحاظ ليتولوژي متشكل از رسوبات ساحلي است كه توسط پديده انحراف رودخانه ها درزمان اتصال به دريال و رسوب گذاري آنها حاصل گشته است (فليش) جنس رسوبها عمدتاً ماسه اي- آهكي بودهوهيچگونه خاك رسي در داخل ان مشاده نمي گردد. اين امر حاصل عمل مشترك باد و آب درياست. رسوبات داخل جزيره ريزدانه بوده و قطر ذرات حدود 75 ميكرون گزارش شده است. همچنين ميزان املاح معدني موجود در نمونه تجزيه شده شامل 10 درصد فلدسپات ، 12 درصد ميكا، 16 درصد كلريتوشيت و 5 درصد ژيپس گزارش شده است.
ويژگيهاي خاكهاي ناحيه روشن مي سازد كه زمينهاي موجود اين جزيره گرچه براي فعاليت زراعي مناسب نبوده ليكن انجام برخي فعاليتهاي زراعي كه حساسيت بالايي به محدوديت خاك ندارند در بخش مركزي آن ( خاكهاي كداسIII ) تا حدودي امكان پذير است و زمينهاي اين جزيره لم يزرع نيست. لذا ميتوان با بكارگيري تمهيداتي از بخشي از زمينهاي آن را براي مقاصد خاص زراعي به طور محدود بهره جست.
منابع آب
شرايط خاص ليتولوژي و توپوگرافي جزيره مانع از شكل گيري و پيدايش منابع آبي متنوع براي آن شده است. بطوريكه در حال حاضر فقدان آب اصلي ترين خصيصه محيطي جزيره محسوب مي گردد.منابع آبي در اين جزيره بسيار محدود بوده واصولا مي توان اين جزيره را فاقد منابع آب شرب و تا حدودي زراعي معرفي نمود. گرچه بررسي جامع و دقيقي پيرامون منابع آبي جزيره صورت نگرفته است، ليكن بررسي واظهار و نظر بهره برداران قديمي مؤيد وجود منابع آبي بسيار محدودي در سفره هاي آبي محصور جزيره است. اين منابع در عمق اندكي قرار داشته و دسترسي به آن با حف چاه كم عمق دستي ميسر است. كيفيت اين آب نيز چندان مطلوب نبوده و به سختي مي توان از آن براي شرب استفاده نمود.
پوششهاي گياهي و حيات جانوري
به سبب محدوديت منابع ارضي، پوشش گياهي جزيره نيز واجد محدوديتهاي خاصي بوده و از تنوع و انبوهي قابل ملاحظه اي برخودار نيست. جزيره آشوراده در بررسي كلي از اكوسيستم خاص گياهي نواحي خشك برخوردار است. در اين پهنه به سبب فقدان منابع كاني در خاك گياهان خوشخوراك محدودي روييده و عمده پوشش گياهي آن را گياهان كم ارزش ( به لحاظ غذايي) به صورت سه تيپ غالب انار، تمشك وارچنگ (اسكوپ فوقاني) ساز( اسكوپ مياني) و پول يروموس، داكتليس و پراكيويوريوم (اسكوپ تحتاني) . گرچه گزارشات و اقوال سالخوردگان از پوشش گياهي علفي بسيار بلند جزيره كه تا ركاب اسب ارتفاع داشته است. خبر مي دهد، ليكن امروز بجز محدود درختچه هاي انار، تمشك و ارچنگ، درختان ديگري در جزيره مشاهده نمي گردد. در عين حال پوشش علفي آن نيز به رغم چراي مفرط قابل ملاحظه است كه خود عامل بسيار مهمي در كنترل ماسه اي روان بشمار مي آيد. گرچه اسناد و نوشته تاريخي مؤيد كشت خرما، پنبه و نيشكر در جزيره است ليكن امروز بجز برخي درختان ميوه در منازل قديمي پوشش زراعي ديگري در جزيره مشاهده نمي شود.
ناحيه مورد مطالعه به سبب قرارگيري در يكي از نواحي حفاظت شده ايران زيستگاه مناسبي براي برخي از جانوران بشمار مي آيد. بدين سبب به رغم پوشش گياهي كم ارزش جزيره در ناحيه شمالي ايران حيات جانوري آن تا حدود زيادي قابل ملاحظه است. آشوراده و مهمتر از آن شبه جزيره ميانكاله يكي از مناطق حفاظت شده حيات وحش كشور ويكي از زيست بومهاي با ارزش ايران است. به اسثتناد مصوبه شماره 20 مورخ 12/8/1348 و رأي هيئت كميسيون ماده 20 ( سال 1344 ) و ماده 56 ( سال 1356) قانون حفاظت و بهره برداري از جنگلها و مراتع كشور شبه جزيره ميانكاله در زمره منابع ملي و ملك دولت است. همچنين در بعد بين المللي، كنفرانس بين المللي حفظ تالابها و پرندگان مهاجر كه در سال 1971 ميلادي در رامسر ايران تشكيل شده بود به علت اينكه اين منطقه از ويژگيهاي خاص برخوردار بوده، اعضاء كنفرانس اين ناحيه را جزو پروژه ذخائر انسان وكره مسكون سازمان يونسكو پيشنهاد واز آن تاريخ جزو 59 منطقه بين المللي ذخائر طبيعي اعلام و به ثبت رسيده است. كشور مانيز به اعتبار اين ناحيه به عضويت كنفرانس تالابهاي بين المللي در آمده است. مزيد بر آن حيات وحش ميانكاله از جمله ذخائر بيوسفر 9 گانه ايران است كه در سال 1976 در پروژه شماره 8 برنامه انسان و گره مسكون سازمان ملل به ثبت رسيده و در طبقه بندي رفرانس هاي جغرافيايي زيستي جهان با شماره 12-34-2 مشخص و داراي ارزش جهاني است. اين ناحيه واجد زيستگاه دو گروه از پرندگان بومي و مهاجر و پستانداران است. پرندگان بومي آن عمدتاً قرقاول و دراج وپرندگان مهاجر آن شامل انواع كاكائي، گيدانشاه، چوب پا، پرستوي دريايي و گلايول ، انواع قو، اردك ، فلامينگو، پلكان، وغاز و ... است كه در فصول مختلف سال به شبه جزيره ميانكاله وجزيره آشوراده مهاجرت مي نمايند.
پستانداران ميانكاله از گذشته هاي دور مورد توجه بوده اند و جلال الدين يزدي منجم شاه عباس صوفي ( 1007 هجري قمري) از شكار 17 گاوكوهي، 60 روباه، 600 روباه ، 600 گربه وحشي (پلنگ) و مقدار زيادي خوك حكايت مي كند و ناصر الدين شاه قاجار به قلم خود از گرفتن دو گورخر و غزال زنده در حوالي قلعه پلنگان مي نويد. متأسفانه تخريب شديد زندگي پستانداران باور كردن اين مسئله را تا حدود زيادي غير ممكن مي کند. زيرا امروز نسل اغلب اين حيوانات منقرض شده و باقي مانده نيز به ندرت مشاهده مي شوند. جزيره آشوراده در اين زمينه شرايط نامساعدتري دارد و پستانداران وحش مستقر در آن عمدتاً منقرض شده ودر حال حاضر بجز برخي از محدود پستانداران كوچك ساير گونه هاي حيواني آن از ميان رفته است.

جمعيت
تسلط روسها در طي نزديك به يك قرن بر اين جزيره فضاي اجتماعي خاصي رابراي آن بهمراه داشت. بطوريكه اختلاطي از جمعيت روس و تركمن پديد آمده و حتي با تخليه روسها در سال 1917 باز هم در اين جزيره عده اي از روسها به واسطه ازدواج يا ساير عوامل باقي ماندند. پس از تخليه روسها دولت مركزي ايران بر اين جزيره تسلط يافت ليكن هيچگونه اقدام خاصي در جهت ساماندهي فضايي آن صورت نداده و تنها به مرمت و بازسازي قلاع قديمي روسها و تبديل آن به پاسگاه قناعت ميکند. كم توجهي دولت مركزي به ذخائر درياي خزر و قابليت در غالب كمپاني مشترك شيلات ايران و روس به شوروي سابق، سبب و عامل كم رونقي جزيره و تخليه تدريجي آن شد. اين جريان تا سالهاي دهه 30 هجري شمسي ادامه داشته واز آن زمان با اتمام قرارداد كمپاني مشترك شيلات ايران وروس، شركت شيلات ايران در اين جزيره اقدام به احداث پايگاه نموده و با فراهم آوردن زمينه هاي اشتغال مناسب تعدادي از خانوارها را جذب و تحول خاص در نظام اجتماعي، سياسي آن بوجود مي آورد. تداوم سرمايه گذاريهاي شيلات در اين جزيره تداوم جمعيت پذيري آن را نيز به همراه داشته و با جذب امكانات و خدمات ضروري عملاً فضاي مناسبي براي زيست و سكونت در اين جزيره فراهم مي گردد. گرچه كاركردهاي اقتصادي جزيره دوام وقوام خاصي به الگوي معيشت و سكونت اقدام ساكن در آن داده بود ليكن با بالا آمدن آب دريا در سالهاي 65 تا 71 و تخريب واحدهاي مسكوني بحراني ديگر در اين جزيره ايجاد گرديده و دولت در جهت تعديل مخاطرات ناشي از آن اقدام به تخليه جمعيتي جزيره مي کند. بطوريكه امروزه ( سال 1378) اين جزيره تقريباً فاقد جمعيت مسكون است و عملاً به عنوان يك پايگاه شيلات در شرق درياي خزر عمل مي کند.

 

 
Copyright © 2004 Tourism Areas Org. All rights reserved.
SepehrSoft